۰۷ : ۲۱ - سه‌شنبه ۰۴ مهر ۱۳۹۶ Tuesday  26   September   2017  | 
کد خبر: ۲۲۲۴
تاریخ انتشار: ۲۳:۰۰ - ۰۶ دی ۱۳۹۵

اظهارنظرهاي كارشناسي سيدحسين موسويان «ديپلمات»، «مذاكره‌كننده ارشد هسته‌يي سابق» كه هم‌اكنون در دانشگاه پرينستون به عنوان پژوهشگر فعاليت مي‌كند، معمولا بازتاب‌هاي وسيعي در رسانه‌هاي گروهي داخلي و خارجي پيدا مي‌كند. شخصيتي كه هرچند همواره تحت فشار گروه‌هاي تندرو در ايران قرار داشته، اما با اتخاذ مواضع اصولي طي ساليان گذشته نشان داده كه همواره در راستاي منافع ملي ايرانيان و از منظري واقع‌گرايانه سخن مي‌گويد. اين‌بار موسويان تلاش كرده تا گزاره‌هاي پيش روي ترامپ را در مواجهه با ايران ارزيابي و با اين بررسي تصويري از آينده مناسبات ارتباطي دو كشور ارائه كند. به گزارش اقتصادوما به نقل از تعادل، موسويان معتقد است ترامپ در جهت تحقق شكست بن‌بست براي ايجاد تغيير بنيادين در روابط با ايران بايد استانداردهاي دوگانه را كنار بگذارد و بر اساس رويكردهاي واقع‌گرايانه عمل كند.

 استراتژي اول: تقابل

سيدحسين موسويان در جمع اساتيد و دانشجويان دانشگاه براون امريكا با بيان اينكه سه گزينه پيش روي ترامپ در مورد ايران وجود دارد كه نخستين گزينه سياست تغيير رژيم است، اظهار كرد: گزينه سلطه و تغيير رژيم در ايران از قدمتي 60ساله  برخوردار است، يعني از سال 1953 تا 2013. امريكا در سال 1953 با تباني با انگليس، حكومت دموكراتيك مردمي مصدق در ايران را ساقط كرد و با منصوب كردن شاه، يك ربع قرن بر ايران سلطه يافت و از ديكتاتوري فاسد حمايت كرد.

وي افزود: انقلاب اسلامي ايران در حقيقت واكنش مردم ايران هم به حكومت ديكتاتوري و هم سلطه خارجي بود. اما چون استراتژي امريكا سلطه بر نفت منطقه بود، استقلال ايران را نمي‌توانست تحمل كند و همين واقعيت ريشه اصلي سياست «تغيير رژيم» امريكا در ايران از سال 1979 تا 2013 بود. در اين دوران امريكا از تجاوز صدام به ايران براي تجزيه خاك ايران و نيز تغيير رژيم حمايت كرد در حدي كه امكانات لازم جهت كاربرد سلاح‌هاي شيميايي عليه ايرانيان را در اختيار صدام گذاشت و موجب شد 100هزار ايراني قرباني سلاح‌هاي شيميايي در ايران شوند. امريكا در دوران بحران هسته‌يي هم سخت‌ترين تحريم‌هاي يك‌جانبه، چندجانبه و بين‌المللي را عليه ايران سازماندهي كرد.

موسويان گفت: اعضاي كابينه‌ كليدي ترامپ، اكثرا ضد ايران، ضد برجام و طرفدار سياست تغيير رژيم در ايران هستند. پمپئو كانديداي رياست سازمان سيا در كنگره پيشنهاد تغيير رژيم را مطرح كرد و گفت كه براي لغو برجام هم لحظه‌شماري مي‌كند. فلين كانديداي شوراي امنيت ملي هم سياست تغيير رژيم را بهترين سياست در مورد ايران اعلام كرد. شعار ژنرال ماتيس كانديداي وزارت دفاع هم اين است كه «سه تهديد اصلي امريكا: ايران، ايران، ايران»

اين ديپلمات با سابقه پيشين كشورمان با تاكيد بر اينكه گزينه «تغيير رژيم» يك گزينه امتحان شده و شكست خورده است، اظهار كرد: در عين حال سريع‌ترين راه براي ورود به چنين استراتژي هم پاره كردن برجام است. ايران تاكنون به تمام تعهداتش در قالب برجام بدون كم و كاست عمل كرده است، در حالي كه امريكا در اجراي تعهداتش لنگ مي‌زند. اخيرا هم كه سنا با راي 99 به صفر تمديد قانون تحريم 10ساله ايران را تصويب كرد. در عين حال مقام معظم رهبري ايران هم اعلام كرده كه اگر امريكا برجام را پاره كند، ايران هم آن را آتش خواهد زد.

 استراتژي دوم: تعامل

وي گزينه دوم پيش روي ترامپ را «سياست تعامل» عنوان كرد و گفت: اين سياست توسط اوباما صرفا سه سال يعني از سال 2013 تا 2016 در روابط با ايران اجرا شد. سياست تعامل اوباما مبتني بر خصومت حداقلي، كنار گذاشتن سياست تغيير رژيم، اجتناب از درگيري نظامي، مذاكره مستقيم و بدون پيش‌شرط در موضوعات مورد اختلاف بود. اين مذاكرات در مورد موضوع هسته‌يي كه از ديد امريكا تهديد اصلي بود نيز آزمايش شد و نتيجه آن هم حل مسالمت‌آميز بحران هسته‌يي و برجام بود. در اين دوره در سطح وزيران خارجه مذاكرات مستقيم صورت گرفت. اين سياست موجب حل بخشي از اختلافات كهنه مالي شد و امريكا 1.7ميليارد دلار به ايران پرداخت. مقامات امنيتي دو كشور هم براي نخستين بار به‌طور مستقيم مذاكره و برخي زندانيان دو كشور هم تبادل شدند. ضمن اينكه ايران هم از مجازات 16ملوان امريكايي به خاطر ورود غيرقانوني به آب‌هاي ايران گذشت و آنها را فورا آزاد كرد.

موسويان گفت: اين سياستي است كه به مرور زمان مي‌تواند به رفع تشنج در روابط دو كشور كمك كند و ادامه آن مي‌تواند يك گزينه براي ترامپ باشد. فراتر از آن هم ترامپ مي‌تواند از منطقه‌يي شدن اصول برجام حمايت كند تا زمينه خاورميانه عاري از سلاح هسته‌يي فراهم شود.

 استراتژي سوم: شكست بن‌بست براي تغيير بنيادين

اين ديپلمات پيشين كشورمان گزينه سوم پيش روي ترامپ را شكست بن‌بست براي ايجاد تغيير بنيادين در روابط با ايران دانست و گفت: اين گزينه به ترامپ كمك مي‌كند تا دنبال روابطي سالم و واقعا دوستانه با ايران باشد. اين نوع رابطه نيز قدمتي 100ساله در تاريخ روابط ايران و امريكا دارد، يعني از 1856 تا 1953. در اين دوران امريكا از نهضت ايراني‌ها براي مقابله با سلطه دو قدرت استعمارگر وقت، يعني روسيه و انگليس حمايت مي‌كرد و روابطي دوستانه و سالم با ايران داشت. به عنوان نمونه هاوارد بسكرويل (معلم امريكايي مدرسه مموريال در تبريز بود كه در جريان جنبش مشروطه و تلاش براي شكستن محاصره تبريز در اين شهر كشته شد. از او اغلب به عنوان «لافايت امريكايي ايران» و «شهيد امريكايي جنبش مشروطه ايران» ياد مي‌شود) در سال 1907 از دانشگاه پرينستون دانشگاهي كه من الان در آن مشغول به كار هستم، فارغ‌التحصيل شد، به ايران رفت، در تبريز به شغل معلمي پرداخت، دوشادوش مردم تبريز در تظاهرات سال 1909 مردم ايران براي قانون اساسي و دموكراسي شركت كرد و كشته شد و هزاران ايراني او را به عنوان يك قهرمان ملي تشييع كردند و در تبريز به خاك سپردند. او گفته بود كه «تنها تفاوت من با مردم ايران، محل تولد است كه تفاوت بزرگي نيست.»

موسويان ادامه داد: حالا شما دوراني كه يك امريكايي براي دفاع از آزادي و استقلال ايران جانش را فدا كرد را مقايسه كنيد با دوراني كه امريكا با دادن مواد و تجهيزات شيميايي به صدام، باعث كشته و زخمي شدن حدود 100هزار ايراني شد. در آن دوران روابط دوستانه و اعتماد در حدي بود كه دولت ايران با مصوبه مجلس از يك امريكايي براي ساماندهي سيستم مالي ايران دعوت كرد، يعني با خواست ايران، يك امريكايي در راس نظام مالي ايران قرار گرفت. البته من خوشبين نيستم كه حتي اگر ترامپ هم بخواهد، بگذارند كه در مورد چنين گزينه‌يي موفق شود. در عين حال او چند روز پيش گفت كه امريكا از اين به بعد سياست‌هاي اشتباه گذشته در مورد ساقط كردن رژيم‌ها را كنار گذاشته و با هر كشوري كه قصد مبارزه با داعش داشته باشد نيز شريك خواهد شد. اين دو عنصر مي‌تواند زمينه‌ساز چنين گزينه‌يي باشد. به هر حال اگر ترامپ بخواهد اين گزينه را انتخاب كند، من نقشه راه زير را به او پيشنهاد مي‌كنم:

1- درك صحيح از ايران،

2- ممانعت از دخالت كشورهاي ثالث مثل رژيم‌صهيونيستي و عربستان در روابط واشنگتن-تهران،

3- پايان بخشيدن به سياست تغيير رژيم در ايران،

4- رعايت اصول احترام متقابل و عدم مداخله،

5- احترام به منافع مشروع ايران در منطقه،

6- بهره‌برداري از زمينه‌هاي بهبود روابط اقتصادي همچون معامله 27 ميليارد دلاري بويينگ،

7- رفع موانع روابط مردمي و

8- همكاري در منافع مشترك همزمان با گفت‌وگو در موارد اختلافي. مقام معظم رهبري ايران هم فرمودند كه اگر برجام بدون ابهام اجرا شود، مي‌تواند زمينه‌يي براي گفت‌وگو در ساير موضوعات شود.

 پايان بهانه‌هاي امريكايي


موسويان در ادامه با بيان اينكه امريكا موضوع دموكراسي و حقوق بشر در ايران را هميشه بهانه كرده در حالي كه همه مي‌دانند وضعيت دموكراسي و حقوق بشر در ايران قابل مقايسه با هيچ يك از كشورهاي عرب متحد امريكا در منطقه نيست، افزود: پروسه صلح روزگاري بهانه امريكا براي فشار بود كه حالا معلوم شد، نتانياهو عامل شكست طرح امريكا براي تشكيل دو دولت فلسطيني و صهيونيستي است و نه ايران.

موسويان تصريح كرد: امريكا موضوع توان موشكي و سلاح‌هاي متعارف ايران را هميشه بهانه كرده در حالي كه بودجه دفاعي ايران، يك‌دهم كشورهاي عرب خليج‌فارس با جمعيتي كمتر از ايران است. امريكا در مرزهاي ايران حضور نظامي دارد و فقط به عربستان در چند سال گذشه 110ميليارد سلاح پيشرفته فروخته است. از اين رو با اين اوضاعي كه امريكا درست كرده، ايران بايد توان تسليحاتي متعارف خود را افزايش دهد. فراموش هم نكنيد كه ايران در 200سال گذشته به هيچ كشوري تجاوز نكرده در حالي كه در ابتداي انقلاب مورد تجاوز همسايگان عرب قرار گرفته است.

اين ديپلمات پيشين كشورمان خاطرنشان كرد: امريكا هميشه ايران را در مورد تروريسم محكوم كرده است در حالي كه همه سران امريكا و اروپا به‌طور رسمي اعتراف كرده‌اند كه عربستان و متحدان عرب‌شان منبع اصلي مالي، تسليحاتي و ايدئولوژيك گروه‌هاي تروريستي مثل داعش و القاعده هستند. اين هم يك واقعيت است كه ايران تنها قدرت منطقه‌يي است كه در خط مقدم مبارزه با داعش و القاعده به كشورهاي عراق و سوريه كمك مي‌كند. از اين رو امريكا در جهت تحقق گزينه سوم بايد استانداردهاي دوگانه را كنار بگذارد.
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نام:
ایمیل:
* نظر: