۰۷ : ۱۲ - دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷ Monday  15   October   2018  | 
کد خبر: ۳۶۵۸
تاریخ انتشار: ۰۱:۰۹ - ۲۹ فروردين ۱۳۹۶

ايران و هندوستان هنوز نتوانسته‌اند بر سر مدل مالي طرف هندي براي توسعه ميدان گازي فرزاد B به توافق برسند. اين ميدان گازي در آب‌هاي خليج فارس واقع شده و ميان ايران و عربستان سعودي مشترك است.

به گزارش اقتصادوما به نقل از تعادل، بيژن زنگنه، وزير نفت ايران در حاشيه افتتاح چند مگاپروژه در پارس جنوبي گفت كه پس از رد و بدل شدن چند پيام غيرمستقيم از سوي ايران و هند تاكنون پيشنهاد جديد يا اصلاحي در مدل مالي سابق ارائه شده از سوي هند صورت نگرفته است.

او عنوان كرد كه مدل مالي فعلي مورد قبول ايران نيست. اما خبر جديدي كه زنگنه داد از اين حكايت داشت كه شركت ملي نفت درحال گرفتن مشاور براي برگزاري مناقصه‌يي در قالبEPCF براي واگذاري اين پروژه بوده و از اين مهم‌تر آنكه شركت گازپروم روسيه يادداشت تفاهمي با شركت ملي نفت امضا كرده و قرار است كه براي دو ميدان گازي فرزاد A و فرزاد B پيشنهادات خود را ارائه كند. گزارش«تعادل» در اين زمينه را در ادامه مي‌خوانيد.

 ميدان گازي فرزاد B معادل 12.2تريليون فوت مكعب گاز قابل برداشت دارد. اين درحالي است كه ميدان گازي حصبه، مشترك با اين ميدان در عربستان سعودي تنها نزديك به 3تريليون فوت مكعب گاز قابل برداشت در اختيار دارد. با اين وجود اين عربستان است كه تاكنون در برداشت از اين ميدان توفيق داشته است. وب‌سايت انرژي آف‌شور تودي در تاريخ 23مارس سال گذشته ميلادي نوشت كه شركت آرامكو سعودي موفق به توليد روزانه 2.5ميلياردمترمكعب گاز از اين ميدان شده است. توليدي كه از منظر رسانه‌هاي هندي از دست دادن منابع گازي مفيد براي شركت هندي او ان‌جي‌سي در مقابل عربستان تلقي شد. درست بعد از اين اتفاق و همزمان با سفر نارندرا مودي به ايران، روزنامه تايمز آف اينديا نوشت كه توليد گاز عربستان از اين ميدان با وجود اينكه ميزان ذخاير گازي در طرف ايراني بيشتر است، باعث مي‌شود اين كشور در برداشت از ميدان جلوتر از ايران بوده و موفق‌تر عمل كند. حساسيت طرف هندي بر اين موضوع نشان مي‌داد كه آنها نسبت به واگذار شدن ميدان گازي فرزاد B به شركتONGC هند اطمينان دارند و تنها نگراني آنها از طولاني شدن روند مذاكرات ناشي شده است. او ان جي سي كه در واقع از نخستين ثمره‌هاي استقلال هند از امپراتوري بريتانيا به شمار مي‌رود مطالعات مستر پلن اين ميدان گازي را در سال 2008 در ايران انجام داده بود.

تايمز آف اينديا حتي در گزارش خود به وضوح نوشت كه ايران «قول» اين ميدان را به هند داده است. اما چه اين قول واقعا داده شده بود و چه استنباط هند از رفتار ايران به شكل‌گيري اين ذهنيت دامن زده بود اكنون افق روشني از واگذاري فرزاد B به شركت ONGC ديده نمي‌شود.

پس از آنكه برخي منابع غيررسمي از اقدام هند براي كاهش واردات نفت از ايران در اعتراض به عدم واگذاري اين ميدان گازي خبر دادند، وزير نفت ايران به صورت رسمي اعلام كرد كه «تهديد» را زبان خوبي نمي‌داند. بعد از طرح اين مسائل اما از طرف رسانه‌هاي رسمي يا غيررسمي هندوستان خبري در مورد واكنش اين كشور به اظهارات بيژن زنگنه منتشر نشد.

اظهاراتي كه بخشي از آن نيز تاكيد بر «ناراضي» بودن ايران از مدل مالي ارائه شده از طرف هندوستان براي توسعه اين ميدان گازي داشت.

رسانه‌هاي هند پيش از اين در گزارش‌هاي خود عنوان مي‌كردند كه نارضايتي ايران از اين مدل به مقايسه فرزاد B با ميدان گازي پارس جنوبي بازمي‌گردد كه به دليل پيچيدگي‌هاي فرزاد B مقايسه‌يي اشتباه به شمار مي‌رود.

بيژن زنگنه، وزير نفت ايران اما شامگاه يك‌شنبه در اين مورد گفت:«پس از صحبت‌هاي چند هفته گذشته، صحبت جديد يا تعديلي در پيشنهاد سابق از طرف هند صورت نگرفت، پيشنهادهاي قبلي هيچ كدام مورد قبول وزارت نفت و شركت ملي نفت نبوده‌اند».

 جلو بودن عربستان از ايران در فرزاد «B»


اما با توجه به مشترك بودن اين ميدان گازي همواره اين پرسش وجود داشته است كه تاخير در نتيجه مذاكرات با شركت هندي تا چه زماني جايز بوده و هزينه عدم توليد از اين ميدان چه خواهد بود؟ وزير نفت ايران اما همواره بيان كرده كه ايران در زمينه اين ميدان منتظر هند نمانده و راهكارهاي موازي خود را پيش خواهد برد.

زنگنه شنبه شب نيز عنوان كرد: «ما درحال گرفتن مشاور و آماده شدن براي واگذاري اين ميدان در قالب مناقصه هستيم. اين مناقصه حتي ممكن است منجر به قرارداد EPCF شود».

قراردادهايي كه در ايران به «EPCF» موسوم شده‌اند عموما ريسك بهره‌برداري را به طرف مشاركت‌كننده منتقل كرده و در صورت وجود يك خط اعتباري از كشوري خارجي به مذاق دولت كه با محدوديت منابع مالي مواجه است، خوش مي‌آيد.

اين روش كه در واقع مخفف«مهندسي، تامين، ساخت و تامين مالي» است، باعث مي‌شود كه پيمانكار مسووليت انجام تمام اين امور را به تنهايي به عهده گرفته و ريسك را نيز خود تقبل كند. البته شركت‌هاي ايراني نيز مي‌توانند از اين طريق با شركت ملي نفت ايران وارد همكاري شوند اما به دليل محدود بودن توان مالي آنها چنين روشي مي‌تواند چندان مفيد واقع نشود. بيژن زنگنه، وزير نفت در پاسخ به اين پرسش«تعادل» كه آيا ممكن است ميدان گازي فرزاد B به شركت‌هاي مرتبط با قرارگاه سازندگي خاتم‌الانبيا واگذار شود، عنوان كرد كه «فعلا» بحثي در اين باره مطرح نيست.

اما وزير نفت در ادامه اين صحبت‌ها عنوان كرد كه شركت گازپروم روسيه يادداشت تفاهمي با شركت ملي نفت ايران امضا كرده و قرار است براي توسعه ميدان گازي فرزاد A و فرزاد B به ايران پيشنهاد خود را ارائه كند.

ايران پيش از اين و در دوران دولت دهم براي توسعه ميدان گازي فرزاد A نيز با كنسرسيومي متشكل از چند شركت هندي و شركت پتروناس مالزي تفاهمنامه‌يي براي قرارداد مشاركت در توليد امضا كرده بود. با روي كار آمدن دولت يازدهم اما بيژن زنگنه جلو اجرايي شدن اين تفاهمنامه كه در واقع با ريسكي اندك، امكان مشاركت پيمانكاران خارجي در گاز توليدي از ميدان را فراهم آورده و با شبهه همراه بود، گرفت.  مقامات ايراني تاكنون در مورد امضاي چنين يادداشت تفاهمي با شركت گازپروم روسيه اظهارنظر نكرده بودند اما خبرگزاري اينترفاكس روسيه همزمان با سفر الكساندر نواك و 550 تاجر روس به تهران در روزهاي پاياني آذر ماه سال گذشته به نقل از يك منبع آگاه نوشت كه گازپروم روسيه مذاكرات براي مشاركت در توسعه ميدان گازي فرزاد A و فرزاد B را آغاز كرده است. در آن تاريخ رسانه‌هاي رسمي وزارت نفت تنها به امضاي تفاهمنامه با شاخه نفتي شركت گازپروم براي دو ميدان نفتي چنگوله و چشمه‌خوش همچنين يادداشت تفاهمي با شركت ملي گاز براي توسعه خطوط لوله صادراتي گاز خبر داده بودند.

 تحركات تهران ميان دهلي‌نو و مسكو

نكته جالب توجه در اين ميان اين است كه با دورتر شدن تهران از دهلي نو، تار و پود ارتباط تهران با مسكو در حوزه انرژي هر روز محكم‌تر مي‌شود. ايران و روسيه به تازگي قرارداد خريد نفت مسكو از تهران را نيز كه به نوعي تحويل دادن نفت روسيه به مشتريانش در شرق ايران مي‌شود را نهايي كرده‌اند و شمار سفرهاي مسوولان نفتي هر دو طرف به پايتخت كشور مقابل در چند مدت اخير به ‌شدت نسبت به گذشته افزايش يافته است.

الكساندر نواك، وزير انرژي روسيه تنها در نيمه دوم سال گذشته 2بار به ايران سفر كرد كه رهاورد هر كدام چندين يادداشت تفاهم بوده و در يك مورد موجب حضور او در بندرعباس براي افتتاح يك پروژه نيروگاهي مشترك ميان ايران و روسيه شد.

از سويي برخي رسانه‌هاي نزديك به مسائل هندوستان مي‌نويسند كه تهران اكنون از نزديك شدن دهلي نو به كشورهاي GCC دچار نگراني بوده و از اين موضوع راضي به نظر نمي‌رسد. موضوعي كه در صورت صحت مي‌تواند به كنار گذاشته شدن قطعي هند از توسعه ميدان گازي فرزاد B نيز منجر شود.

در اين زمينه بايد به اين موضوع نيز توجه داشت كه فرزاد B تنها مورد از اختلاف‌هاي ايران و هند در حوزه نفت و گاز به‌شمار نمي‌رود. فارغ از نقشي كه هند در عدم پيشبرد خط لوله گاز صلح داشته است، ايران و هندوستان بر سر ميزان بدهي نفتي دهلي نو به تهران نيز توافق نداشته و در نهايت نيز نشانه‌يي از پديدار شدن پرچم سفيد در اين زمينه مشاهده نشد.

 شايد بتوان به اين تحليل نيز وقعي نهاد كه با توجه به اينكه ايران منابع عظيم گازي در پارس جنوبي در اختيار دارد به فرزاد B بيش از آنكه مانند عربستان به چشم ميداني براي تامين نيازهاي گازي بنگرد به چشم فرصتي براي عميق‌تر كردن همكاري‌هاي استراتژيك خود با كشورهايي كه با آنها منافعي مشترك دارد، مي‌نگرد.  اميرحسين زماني‌نيا، ديپلمات سابق و معاون امور بين‌الملل وزارت نفت در پاسخ به اين پرسش كه آيا انگيزه‌يي خاص در افزايش همكاري‌هاي نفتي و گازي ايران و روسيه قرار دارد، عنوان كرده بود:«ايران با شركايي همكاري مي‌كند كه بيشترين منافع را تامين كنند».
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نام:
ایمیل:
* نظر: