۰۸ : ۲۲ - جمعه ۲۶ آبان ۱۳۹۶ Friday  17   November   2017  | 
کد خبر: ۴۳۸۲
تاریخ انتشار: ۰۰:۳۰ - ۱۹ شهريور ۱۳۹۶

یکی از بزرگان دنیای مدیریت خطاب به مدیران ناموفق و ناکارآمد چنین گفته است: «شما در شرکتتان به اندازه کافی به همدیگر اعتماد ندارید که بتوانید موفق شوید.» آنچه در این جمله معنادار نهفته است اینکه یکی از پیش‌نیازهای اصلی برای رسیدن به موفقیت و کامیابی مدیران در سازمان‌ها و شرکت‌های تحت رهبری‌شان این است که باید قادر باشند بین خود و کارکنان از یکسو و بین تمام کارکنان از سوی دیگر، اعتماد متقابل و پایدار ایجاد کنند. این اعتمادسازی ازجمله اولویت‌های اساسی مدیران تازه‌کار و تازه‌واردی است که می‌خواهند در یک مجموعه موفق باشند. در واقع قدرت اعتمادسازی یک مدیر از جمله فاکتورهای متمایزکننده و برتری‌دهنده او محسوب می‌شود که این مساله در مورد مدیران جوان و تازه‌کار بیشتر مصداق پیدا می‌کند، چرا که به خاطرناشناخته بودن نزد کارکنان و عدم برخورداری از پیشینه مدیریتی و سوابق مرتبط با آن به شدت به ایجاد اعتماد بین خود و کارکنان نیاز دارند و در صورت ناتوانی در این امر تداوم حیات مدیریتی‌شان به خطر می‌افتد. با این همه باید دانست که اعتمادسازی در درون سازمان‌ها و میان اعضای تیم‌های کاری، فرآیندی پیچیده و حساس است که در راستای انجام آن باید به نکات و توصیه‌هایی چند توجه داشت که به تعدادی از آنها اشاره می‌شود:

1) به افرادتان اعتماد کنید تا آنها هم به شما اعتماد کنند

اگر شما هم جزو آن دسته از مدیرانی هستید که به هر دلیل به کارکنانشان اعتماد ندارند و نسبت به آنها سوء ظن دارند بدانید که ادامه این رویه نمی‌تواند به اعتمادسازی بین شما و کارکنانتان کمکی کند. بنابراین برای حل این مشکل از خودتان شروع کنید و با اعتماد کردن به کارکنانتان و نشان دادن عملی این اعتماد به آنها، شرایط را به گونه‌ای تغییر دهید که آنها هم به شما اعتماد کنند و بدانید که همیشه این اعتماد است که اعتماد می‌آورد.

2) اولویت‌های فردی و شرکتی خود و افرادتان را به اهداف و استراتژی‌های شرکت پیوند بزنید

کارکنان یک سازمان و اعضای یک تیم هنگامی به یک مدیر و رهبر اعتماد می‌کنند که مطمئن شوند او صرفا در راستای اهداف و اولویت‌های فردی‌اش گام برنمی‌دارد و منافع و خواسته‌های افرادش را نیز مد نظر دارد. تنها در صورت وجود و به اثبات رسیدن یک تصویر بزرگ‌تر و جامع است که کارکنان و اعضای یک گروه به دستورات و فرامین رهبر گروه گردن می‌نهند و به او اعتماد کامل پیدا می‌کنند.

3) کارکنانتان را در جریان نتایج و وضعیت مالی شرکت قرار دهید

یکی از اشتباهات فاحش و مهلک اغلب مدیران تازه‌کار در زمینه نحوه اعتمادسازی با کارکنانشان به این مربوط می‌شود که آنها خواسته یا ناخواسته بسیاری از واقعیات مالی شرکت را از دیدگان کارکنان پنهان می‌کنند و دوست ندارند کارکنان در جریان مسائل مالی شرکت قرار بگیرند، درحالی‌که چه بخواهیم و چه نخواهیم کارکنان خیلی زود و از راه‌های مختلف در جریان مسائل قرار خواهند گرفت و در این حالت است که نوعی بی‌اعتمادی عمیق بین کارکنان و مدیریت جدید شکل می‌گیرد، چرا که کارکنان فکر می‌کنند مدیریت شرکت یا رهبر تیم با آنها روراست و صادق نیست و خیلی چیزها را از آنها پنهان می‌کند. بنابراین اگر می‌خواهید مدیری باشید که کارکنان به او اعتماد کامل و صادقانه دارند، حتما برای اطلاع‌رسانی شفاف در مورد شرایط و دستاوردهای مالی و البته مشکلات و محدودیت‌های مالی برای کارکنان وقت بگذارید و آنها را محرم رازهای شرکت بدانید.

4) زحمات کارکنانتان را قدر بدانید و به هر بهانه‌ای از آنها ستایش کنید

هیچ چیز برای یک کارمند دلپذیرتر از شنیدن این جمله که «من قدر زحمت‌های تو را می‌دانم» نیست. با شنیدن این جمله از زبان مدیر یک شرکت تمام کارکنان به او اعتماد پیدا می‌کنند، چرا که مطمئن می‌شوند او برای آنها ارزش قائل است و به کمکی که آنها به تحقق اهداف شرکت می‌کنند واقف است و همین ارتباط صمیمانه می‌تواند اعتماد عمیقی بین مدیر و کارکنان ایجاد کند.

5) حساسیت نسبت به اشتباهات خود را به کارکنان نشان دهید

شما هم مانند هر انسان دیگری دچار اشتباه و خطا می‌شوید، اما باید آن قدر شجاعت داشته باشید که مسوولیت اشتباهاتتان را بپذیرید و به این ترتیب به الگویی مناسب برای کارکنانتان تبدیل شوید. حتی اگر از کارکنان بازخوردی راجع به اشتباهاتتان گرفتید با آنها برخورد خشن نکنید، بلکه درصدد جبران آن برآیید و همیشه به یاد داشته باشید که کارکنان به مدیر شجاعی که اشتباهات خود را می‌پذیرد و در جهت جبران آن گام برمی‌دارد خیلی اعتماد پیدا می‌کنند.

6) به‌صورت کاملا حساب‌شده و قانونمند در جهت تفویض اختیارات و قدرتتان گام بردارید

اگر می‌خواهید کارکنانتان شما را دوست داشته باشند و به شما اعتماد کامل پیدا کنند بخشی از قدرت و اختیاراتتان را به آنها منتقل کنید و به این ترتیب ضمن سبک‌تر کردن کارهای خود نشان دهید که به آنها اعتماد دارید و کارکنان را آن قدر قابل و توانمند می‌دانید که اختیار تصمیم‌گیری را به آنها تفویض کرده‌اید. در این حالت خواهید دید که آنها برای پاسخگویی مطلوب به این اعتماد شما هر کاری می‌کنند و این یعنی اعتماد متقابل بین مدیران و کارکنان.

7) عملکرد درخشان هر کدام از کارکنانتان را به‌صورت علنی و برای همه افشا کنید

کارکنان هر سازمانی دوست دارند در ازای عملکرد درخشانشان مورد تشویق و تحسین مدیرشان قرار بگیرند و چه بهتر که این تحسین و تشویق به‌صورت علنی و در برابر دیگران باشد. بنابراین اگر شما هم جزو آن دسته از مدیران تازه‌کاری هستید که اصلا اهل تشویق کردن و تمجید کارکنان نیستند یا ترجیح می‌دهند این کار را به صورت پنهانی و به صورت خصوصی انجام دهند، بدانید که در اشتباهید و باید به هر بهانه‌ای شده کارکنانتان را برابر همکارانشان مورد تشویق قرار دهید، چرا که با این کار در عمل با یک تیر دو نشان را مورد هدف قرار خواهید داد: هم می‌توانید انگیزه کار مضاعف را در کارکنانتان افزایش دهید و هم اعتماد و احترام آنها نسبت به خود را جلب خواهید کرد.

8) با حمایت از کارمندی که مرتکب اشتباه شده است، اعتماد او را به خود جلب کنید

کارمندی که دچار اشتباه فاحشی در کارش می‌شود به شکل‌های مختلف و از جهات گوناگون تحت‌فشار قرار دارد و در این حالت نسبت به هرکسی که در این شرایط از او حمایت کند، اعتماد کامل پیدا می‌کند. با توجه به اینکه اشتباه‌های کاری بخشی طبیعی از هر حرفه و شغلی به‌حساب می‌آید، بنابراین بهتر است مدیران این تهدید را به فرصتی برای حمایت از کارکنان خطاکارشان تبدیل کنند و ضمن برخورد معقول و همراه با انعطاف‌پذیری با کارمند خطاکار از او حمایت کنند و به این وسیله اعتماد او و البته سایر کارکنان را به خود
جلب کنند.

9) همیشه و در همه حال گفتار و کردارتان را هماهنگ کنید

هیچ‌چیز بدتر از این نیست که مدیرانی که افرادشان را از انجام پاره‌ای کارها منع می‌کنند، خود مرتکب آن کارها شوند. وجود ناهماهنگی و تعارض در صحبت‌ها و اعمال مدیران یکی از مهم‌ترین عوامل به‌وجودآورنده بی‌اعتمادی بین مدیران و کارکنان به‌شمار می‌آید، بنابراین به یاد داشته باشید که به‌عنوان یک مدیر همیشه و در همه‌جا زیر ذره‌بین کارکنانتان قرار دارید و در نتیجه باید از رفتاری خلاف آنچه که مدعی‌اش هستید، به‌شدت پرهیز کنید.

10) مسوولیت‌پذیر باشید تا افرادتان هم مسوولیت‌پذیر باشند

مدیران یک مجموعه الگوی رفتاری و کاری کارکنان آن مجموعه به‌حساب می‌آیند و به همین دلیل هرگونه بی‌مسوولیتی و فرار از پاسخگویی از طرف آنها باعث می‌شود کارکنانشان نیز چنین کنند و اعتمادی از این حیث بین آنها وجود نخواهد داشت پس اگر می‌خواهید بر افرادی مسوولیت‌پذیر و پاسخگو مدیریت کنید، در درجه اول خودتان این‌گونه باشید. مسوولیت‌پذیری متقابل مدیران و کارکنان زمینه‌ساز اعتمادسازی کامل بین آنهاست.

11) مدیران میانی و سرگروه‌های تحت‌رهبری‌تان را به اعتمادسازی با زیرمجموعه‌هایشان وادار سازید

اگر مدیر ارشد و عالی‌رتبه‌ای هستید، حتما باید مدیران میانی و سرگروه‌های تیم‌های کاری را برای اعتمادسازی بین زیرمجموعه‌هایشان تحت‌فشار قرار دهید. باید دانست که اعتمادسازی چیزی نیست که فقط توسط مدیران عالی سازمان و به‌صورت بالا به پایین صورت پذیرد، بلکه در هرکدام از بخش‌ها و تیم‌های کاری باید روند اعتمادسازی متقابل بین رهبر و اعضا به‌طور دقیق و کامل صورت پذیرد.

12) به کارکنانتان بیاموزید چگونه حرف بزنند و تصمیم بگیرند

یکی از اولویت‌های یک مدیر تازه‌کار که می‌خواهد اعتماد را به ساختار سازمان تحت‌رهبری‌اش تزریق کند، این است که به افرادش بیاموزد چگونه به یک شکل حرف بزنند، با هم بحث و تبادل‌نظر کنند و تصمیم بگیرند. با ایجاد و تقویت وحدت‌رویه در این زمینه‌ها می‌توان از بروز بسیاری از سوءتفاهم‌ها جلوگیری کرد و اعتماد بین افراد و مدیریت را افزایش داد. همسویی همه ارکان شرکت در تصمیم‌گیری‌ها نیز باعث می‌شود تصمیمات اتخاذشده در سطوح مختلف به صورت همسو و هماهنگ شکل بگیرند و یک نوع حالت اعتماد و درک متقابل از تصمیمات همدیگر بین کارکنان و مدیران پدید آید.

13) بروز اشتباهات کاری را به فرصتی برای آموزش کارکنان تبدیل کنید

اشتباهات کاری چه از مدیران سر بزند و چه از طرف کارکنان، باید به سرعت به کلاس درسی برای آموزش کارکنان و به‌روزرسانی اطلاعاتشان تبدیل شود. در چنین حالتی است که افراد از افشای اشتباهات کاری‌شان از طرف خود یا مدیران ترسی ندارند و این کار را به راحتی انجام می‌دهند. علنی شدن اشتباهات در چنین جو مثبتی هم از تکرار اشتباهات در آینده توسط دیگران و هم از وخیم‌تر شدن پیامدهای منفی ناشی از آن اشتباهات جلوگیری می‌کند.

14) ارزش‌های شفاف و ملموسی را برای کارکنانتان تعریف کنید

هیچ‌چیزی نمی‌تواند به اندازه وجود ارزش‌های سازمانی مبهم و پر از ایهام در یک سازمان، زمینه‌ساز بروز تنش و بی‌اعتمادی بین مدیران و کارکنان و همچنین بین خود کارکنان شود، بنابراین به‌عنوان مدیر تازه‌کاری که می‌خواهد ارزش‌های جدیدی را در شرکت یا سازمان تحت رهبری‌اش نهادینه کند حتما به شفاف بودن و قابلیت تفسیر و فهم آسان آن ارزش‌ها توجه داشته باشید تا از بروز بی‌اعتمادی‌های احتمالی در آینده جلوگیری کنید.

نویسنده: آرت پتی

مترجم: سید حسین علوی لنگرودی

منبع: Asked Manager.com

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نام:
ایمیل:
* نظر: